تبليغاتX
سربند های فراموش شده ، عشاق الشهدا




























سربند های فراموش شده ، عشاق الشهدا

حرفی که نمی توان با حرف زد ... ؟؟ (3)


در

ساعت بیست و پنج (25)

دیوانه برای همیشه از قفس پرید . برای همیشه خداحافظ !

ای شهدا ، در لحظه های شما خواستم شریک شوم اما لیاقت نداشتم 

ساعت بیست و پنج در کجا قرار گرفته ام ؟ چرا هیچ نشانی در زمان ، از من نیست ؟ به زمان محتاج بودم تا کردار مردمانی را ثبت کنم که خود ؛ زمان ساز بودند ، نه اینکه زمانی برای آنها بسازم . من برای پیدا کردن شهدا در این دوران تلاش کردم . اما ... ! 

انگار قبل از همه ی اینها خودم به خیلی چیزای دیگه محتاجم ... 

گرچه می دانم که این نادانی محض است ! 

اما برای همیشه خداحافظ ...

محمد

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:0 توسط محمد و روح الله| |

بازم بگيد لطفا !!!

چه حرفهايي رو نميشه با حرف زد ... ؟؟؟ (2)

چه گفتي با آقايمان كه ما محرمش نبوديم !

ولي تا دلت خواست گفتي ...

و سيدمان شنيد ...

وقتي اين تصوير رو ديدم نا خود آگاه

ياد اون شعر معروف افتادم كه مي گفت :

نشود فاش كسي آنچه ميان من و توست

كه اشارات نظر نامه رسان من و توست

تو مي خندي ... و من گريه ...

و غيرت دست هايي كه در اين روزگار بي غيرتي

طاقت اخم بر صورت آقايش ندارد ...

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 15:49 توسط محمد و روح الله| |

رفقا ...

... صورت بر صورت رفیق گذاشت و ... شاید نجوایی کرد که کسی نشنید .
اما دوربینی ، بی سر و صدا از این حالات دو رفیق و بوسه آخر حاج علی رضا موحد دانش بر گونه غلامعلی پیچک تصویری به یادگار ثبت کرد . سربندهای فراموش شده این ۲ تصویر را هدیه می کند به تمام دل های عاشق شهدا  . روحمان با یادشان شاد
 

میدونید این 2 تا رفیق چی به هم میگن ؟؟؟؟

حرفهایی که با حرف نمیشه زد
حرفهایی که اگه بخوای بگی حرمتش زیر سوال میره
حرفهایی که تو حرف تبدیل میشه به شعار
حرفهایی که این روزا شده توهم
حرفهایی که با عمل من و امثال من جور در نمیاد و فقط بلدیم حرفشو بزنیم

راستی می دونید چه حرفهایی رو نمیشه با حرف زد ؟؟؟؟

لطفا تو قسمت نظرات پاسخ بدید 

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391ساعت 16:59 توسط محمد و روح الله| |

نوروز با شهدا

فرازی از اشعار زیبای حضرت امام (ره)

بهار شد در ميخانه باز بايد كرد           /           به سوى قبله عاشق نماز بايد كرد

نسیم قدس به عشاق باغ مژده دهد      /       که دل از هر دو جهان بی نیاز باید کرد

نوروز بر همگان مبارک

شادی ارواح مطهر شهدا و امام شهدا و همچنین سلامتی مقام معزز رهبری صلوات

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 18:51 توسط محمد و روح الله| |

گرامی باد یاد و خاطره شهیدان سرافراز جمال و مجتبی رضایی

و باغبان لاله های سرخ انقلاب پدر شهیدان ، مرحوم حاج اصغر رضایی

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 22:12 توسط محمد و روح الله| |

آلونک ننه علی دروازه بهشت ... !؟

 

ننه علی لقب معروف و مشهور مادری است که مدت ۲۰ سال بصورت شبانه روز در این خانه و در کنار مزار فرزند شهیدش زندگی کرد .

برف پیری به ابروی بلند ننه علی نشسته . ننه علی سال‌هاست سکوت کرده ، سال‌هاست چشم به آسمان دوخته و سال‌هاست آغوش باز کرده و زمزمه می‌کند :

 

لالالا گل پونه ، کجا رفتی گل خونه ؟

لالالا گل زردم ، نپرسیدی تو از دردم !

لالالا گل ریشم ، چه زود رفتی تو از پیشم . . .

ننه علی در آلونکی 20 سال بر سر مزار فرزندش زندگی کرد . مگر می شود 20 سال سر مزار فرزندت ، با عزیز‌ در خاک خفته‌ات زندگی کنی ؟! ننه در این 20 سال چه زمزمه می‌کردی ؟ درد دلت را چگونه به زبان می‌آوردی !‌؟ خبر هولناک بود . 20 سال در شب‌های تنهایی و حشتناک گورستان چه خیالی ، لطف بیکران به ننه علی می‌بخشید ؟ چگونه این شب‌ها را تاب می‌آوردی ننه علی ؟ 20 سال تارک دنیا شدی !؟ دنیا چه راحت بعد از گلگون شدن علی رنگ باخت . این همه سال را چگونه تاب آوردی ؟ بر سر مزار ، چرا داغ دلت کهنه نشد ، چطور همیشه تازه ماند ؟ خبر مثل تمام خبرها نبود ! بشنوی و حیرت کنی و لحظه‌ای بعد تمام شود . خبر در تو امتداد پیدا می‌کند . خبر بیچاره‌ات کرد . شب و روزت را گرفت  . با خود می‌اندیشی چرا این خبر تمام نمی‌شود . 20 سال ، 20 سال ، 20 سال . . . این 20 سال با تمام 20 سال‌های دیگر فرق می‌کند .

دخترش می گوید : از زمانی که مادر خبر شهادت علی را شنید ، نخست برای علی مراسم گرفت ، بعد از مراسم مادر به اهواز کنار قبر علی رفت . روز قرآن می‌خواند و شب‌ها در مسجد گورستان می‌خوابید تا اینکه تابستان شد و گرمای هوا مادر را اذیت می‌کرد . پاسداران به امام خبر رساندند ؛ مادری تهرانی کنار قبر فرزندش در اهواز شب و روز زندگی می‌کند . امام دستور داد جنازه علی را به بهشت‌زهرای تهران منتقل کنند . مادر شب و روز کنار قبر بود ، چادری برای مادر زدیم که در آن زندگی می‌‌کرد بعد با موافقت مسئولان بهشت‌زهرا آلونکی برای مادر ساختیم تا مادر در سرما و گرما اذیت نشود .

 

 

 مادر 20 سال در آنجا زندگی ‌کرد . شبی خواب دید که علی غمگین است ، از علی پرسید چرا غمگینی؟ گفت مادر پنجشنبه‌ها شهدا را به زیارت امام رضا (ع) می‌برند و مرا به این دلیل که شما بر مزارم هستید نمی‌برند. از آن بعد پنجشنبه‌ها به خانه ما می‌آمد و باز جمعه می‌رفت

 

تا اینکه در سال 1378 هنگامیکه دیگر به علت کهولت سن قادر نبود در بهشت‌زهرا بماند با درخواست رهبرانقلاب به خانه ما آمد و ماهی یک ‌بار به زیارت علی میرفت . اواخر  مادر دچار آلزایمر شده بود و فقط علی و چند نفر از ما را می‌شناخت . . .

دیگر هیچ چیز نمی‌شنوم دلم می‌خواهد باز با مادر صحبت کنم اما انگار سال‌هاست که مادر سکوت کرده . . . تا قطعه 24 بهشت‌زهرا (س) راهی نیست . هنوز قصر عشق ننه علی پابرجاست و زیارتگاه عاشقان شده ، از ننه علی می‌خواهند دستگیرشان باشد و برای آن‌ها دعا کند . قصر حلبی ننه علی عشق را به تمام زبان‌های زنده دنیا ترجمه می‌کند . عقل متحیر می‌ماند . . . مادر ! تو تنها مادر علی نبودی ! تو مادر تمام شهیدانی ، مادر گلگون ‌کفنانی که با لب خونین بر ارزش‌های مقدس بوسه زدند . پس مادر ! صدا کن مرا که صدای تو خوب است ؛ صدای تو سبزینه خوبی‌هاست . . .

 

اما خبر کوتاه بود و تأثیرگذار !

مادر شهید والامقام قربانعلی رخشانی صبح امروز پس از تحمل سال‌ها فراق فرزند شهیدش و تحمل بیماری به لقاءالله پیوست

 

 

به یارب یارب شب زنده داران
به اخلاص دل خدمت گذاران
بحق نعره ا... اکبر
به شیر مادران شیرپرور

به آه سینه های داغداران
امام امت ما را نگهدار

 


برچسب‌ها: ننه علی
نوشته شده در چهارشنبه سوم اسفند 1390ساعت 15:49 توسط محمد و روح الله| |

قافله شهدا ...

 

 

دلم تنگ شهیدان است امشب
که همرنگ شهیدان است امشب
 


 
من از خون شهیدان شرم دارم
که خلقی را به خود سرگرم دارم

 

 
زمن پرسید فرزند شهیدی !
 که بابای شهیدم را ندیدی ؟
 


 
به من میگفت مادر ، او جوان بود
دلیر و جنگجو و پر توان بود
 


 
نمیدانم چه سودائی به سر داشت
به دوشش کوله باری از سفر داشت
 
 

قدم در کوچه باغ عشق میزد
به جان خویش داغ عشق می زد

 
 
چه عشقی ؟ عشق مولایش خمینی
 
 
 
 
 که بوسد تربت سبز حسینی

 
 

به امیدی که از آن گل کام گیرد
بگرید تا دلش آرام گیرد
 
 
 
 
و ...
 
 
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 2:5 توسط محمد و روح الله| |

به علت سفر به كربلا چند روزي نيستم ، تو اين شبا دعا كنيد . خدا نگهدار

هركي ميره كرببلا از حرم رضا ميره/ پنجره فولاد رضا برات كربلا ميده ... 

و در آخر ...

چند خط از توبه نامه شهید 13 ساله کرجی - شهید محمودی

بار خدایا از کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم از جمله :


از این که حسد کردم...
از این که تظاهر به مطلبی کردم که اصلاً نمی دانستم...
از این که زیبایی قلمم را به رخ کسی کشیدم....
از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم....
از این که مرگ را فراموش کردم....
از این که در راهت سستی و تنبلی کردم....
از این که عفت زبانم را به لغات بیهوده آلودم.....
از این که در سطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم....
از این که منتظر بودم تا دیگران به من سلام کنند....
از این که شب بهر نماز شب بیدار نشدم....
از این که دیگران را به کسی خنداندم، غافل از این که خود خنده دارتر از همه هستم....
از این که لحظه ای به ابدی بودن دنیا و تجملاتش فکر کردم....
از این که در مقابل متکبرها، متکبرترین و در مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم....
از این که شکمم سیر بود و یاد گرسنگان نبودم....
از این که زبانم گفت بفرمایید ولی دلم گفت نفرمایید.
از این که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست و مقام پستمان نکند....
از این که ایمانم به بنده ات بیشتر از ایمانم به تو بود....
از این که منتظر تعریف و تمجید دیگران بودم، غافل از این که تو بهتر از دیگران می نویسی و با حافظه تری.....
از این که در سخن گفتن و راه رفتن ادای دیگران را درآوردم....
از این که پولی بخشیدم و دلم خواست از من تشکر کنند....
از این که از گفتن مطالب غیر لازم خودداری نکردم و پرحرفی کردم....
از این که کاری را که باید فی سبیل الله می کردم نفع شخصی مصلحت یا رضایت دیگران را نیز در نظر داشتم....
از این که نماز را بی معنی خواندم و حواسم جای دیگری بود، در نتیجه دچار شک در نماز شدم....
از این که بی دلیل خندیدم و کمتر سعی کردم جدی باشم و یا هر کسی را مسخره کردم....
از این که " خدا می بیند " را در همه کارهایم دخالت ندادم....
از این که کسی صدایم زد اما من خودم را از روی ترس و یا جهل، یا حسد و یا ... به نشنیدن زدم....
از ......
و....

التماس دعا ـ خدا نگهدار

آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید ؟

نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر 1390ساعت 9:19 توسط محمد و روح الله| |

بسم رب الحسین (ع) و علی عباس اخ الحسین (ع)

منو دل کندن از دلبر محاله ........ دلم با دلبرم در شور و حاله

با این آقا به این خوبی ندونم ........ کی گفته کربلا رفتن خیاله

دمادم این دعا ورد زبانم ........ ببینم کربلا را تا جوانم

درون سینه آسایش ندارم ........ نیستان را به آتش می کشانم

ببین آشفته گشته وضع و حالم ........ دگر بشکسته بالم بس ننالم

ز بسکه فکر دیدار تو هستم ........ حریم تو شده فکر و خیالم

دل من بیقراره کربلاته ........ همه میگن بهشت ایوون طلاته

دیگه اینجوری عادت کردم آقا ........ دیگه کرببلام تو روضه هاته

کرامت می کنی با یک اشاره ........ رخ تو آسمون ، چشمات ستاره

واسه لطف نگاه مهربونت ........ غریب و آشنا فرقی نداره

امام صادق علیه السلام در حدیث خیلی مفصلی به زراره فرمودند : «و ما من باک یبکیه الا وقد وصل فاطمه و اسعدها علیه و وصل رسول الله و ادی حقنا» هیچ کس برای امام حسین علیه السلام گریه نمیکند مگر اینکه با حضرت زهرا علیها السلام همدردی کرده و دل آن حضرت را خنک کرده، و آن حضرت را در گریه کردن بر امام حسین یاری کرده و با پیغمبر هم همدردی کرده و حق ما اهل بیت را ادا کرده است. هیچ بنده ای در روز قیامت محشور نمی شود مگر اینکه چشمانش گریان است ، مگر گریه کنندگان بر جدم امام حسین که آنها با چشمانی خندان و روشن وارد محشر میشوند ، همه ی خلایق در حال عرضه شدن بر حساب و کتاب و نامه اعمال و پل صراط هستند اما گریه کنندگان جدم امام حسین در زیر عرش الهی و در زیر سایه عرش در کنار اربابشان امام حسین علیه السلام نشسته اند و با آن حضرت گفتگو می کنند و هیچ از سختی حساب و کتاب نمی ترسند. هنگامی که به آنها گفته میشود وارد بهشت شوید آنها خودداری میکنند و در کنار اربابشان امام حسین می نشینند و همنشیین با اربابشان امام حسین را بر بهشت ترجیح میدهند . تا اینکه حورالعین ها فرستاده ای را به بهشت می فرستند و به آنها پیغام میدهند که خدا ما را برای شما خلق کرده و ما مشتاق شما هستیم ولی آنها سرشان را هم بلند نمی کنند که ببینند که چه کسی و از طرف چه کسانی برای آنها پیغام آورده است زیرا همه سروری و بزرگی و آقایی را در کنار اربابشان حسین علیه السلام می بینند و همانا دشمنان گریه کنندگان امام حسین علیه السلام را وارد محشر می کنند در حالی که موهای پیشانی آنها را گرفته اند و بر روی زمین می کشند وقتی چشمشان به این درجه و مقام گریه کنندگان بر امام حسین علیه السلام می افتد این آیه را می خوانند که«ما لنا من شافعین و لا صدیق حمیم» یعنی چرا ما امروز شفاعت کننده و دوست مهربان و دلسوزی نداریم.

 

اين حسين است كه با پيرهني خون آلود

صد چو يعقوب اسير غم هجران دارد

اين حسين است كه گيسوي علي اكبر او

رشتة انس به دلهاي پريشان دارد

اين حسين است كه سر لشكر همت او

تشنه لب دست فشان مشك به دندان دارد

اين حسين است كه از خواهر سر گردانش

خيمة عشق به پا مانده و سامان دارد

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آبان 1390ساعت 10:39 توسط محمد و روح الله| |

رفاقت با شهدا ؟

        نمی دانم تا به حال با کسی رفیق بوده اید یا نه ، اما طبیعی است که هر کسی در طول زندگی با افراد زیادی ارتباط برقرار می کند ; خواه این ارتباط قوی و صمیمی باشد ، خواه ضعیف و در حد یک سلام و احوال پرسی . جالب است و شاید هم باور کردنش سخت باشد ، اما واقعیت دارد و آن این که هیچ کسی نیست که به شهداء سلام بدهد و آنها را دوست داشته باشد و آنها با او رفیق نشوند . این که لفظ "رفیق" به کار می رود به این دلیل است که آنها خودشان را آن قدر به آدم نزدیک می کنند که دیگر از مرحله آشنایی و دوستی فراتر می رود و واقعا با آدم رفیق رفیق می شوند . حال اگر کسی بخواهد قدم پیش گذارد و با آنها رفیق بشود ، این مرحله فراتر هم می رود شهدا با او می شوند اخوی و به اصطلاح داداش .

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم ، غافل از اینکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند ... !!

هنوز ماتم زنهای خون جگر شده را
هنوز داغ پدرهای بی‌پسر شده را

کسی نبرده ز خاطر کسی نخواهد برد
ز یاد، خاطره باغ شعله ور شده را

کسی نبرده ز خاطر، نه صبح رفتن را
نه عصرهای به دلواپسی به سر شده را

نه آهِ مانده بر آیینه‌های کهنه شهر
نه داغ‌های هر آیینه تازه‌تر شده را

جنازه‌ها که می‌آمد هنوز یادم هست
جنازه‌های جوان، کوچه‌های‌تر شده را…

نه، این درخت پر از زخم خم نخواهد شد
خبر دهید دو سه شاخه تبر شده را!

خبر دهید دو سه شاخه تبر شده را
که این درخت پر از زخم خم نخواهد شد

که آفتاب به تاراج شب نخواهد رفت
که سایه‌اش ز سر خاک کم نخواهد شد

گذشته است زمستان و حال روی زغال
سیاه‌تر نشود پاک هم نخواهد شد

نوشته شده در شنبه بیست و سوم مهر 1390ساعت 8:11 توسط محمد و روح الله| |
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
Design By : Night Melody