رفاقت !
رفاقت با شهدا ؟
|
نمی دانم تا به حال با کسی رفیق بوده اید یا نه ، اما طبیعی است که هر کسی در طول زندگی با افراد زیادی ارتباط برقرار می کند ; خواه این ارتباط قوی و صمیمی باشد ، خواه ضعیف و در حد یک سلام و احوال پرسی . جالب است و شاید هم باور کردنش سخت باشد ، اما واقعیت دارد و آن این که هیچ کسی نیست که به شهداء سلام بدهد و آنها را دوست داشته باشد و آنها با او رفیق نشوند . این که لفظ "رفیق" به کار می رود به این دلیل است که آنها خودشان را آن قدر به آدم نزدیک می کنند که دیگر از مرحله آشنایی و دوستی فراتر می رود و واقعا با آدم رفیق رفیق می شوند . حال اگر کسی بخواهد قدم پیش گذارد و با آنها رفیق بشود ، این مرحله فراتر هم می رود شهدا با او می شوند اخوی و به اصطلاح داداش . |
ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم ، غافل از اینکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند ... !!
هنوز ماتم زنهای خون جگر شده را
هنوز داغ پدرهای بیپسر شده را
کسی نبرده ز خاطر کسی نخواهد برد
ز یاد، خاطره باغ شعله ور شده را
کسی نبرده ز خاطر، نه صبح رفتن را
نه عصرهای به دلواپسی به سر شده را
نه آهِ مانده بر آیینههای کهنه شهر
نه داغهای هر آیینه تازهتر شده را
جنازهها که میآمد هنوز یادم هست
جنازههای جوان، کوچههایتر شده را…
نه، این درخت پر از زخم خم نخواهد شد
خبر دهید دو سه شاخه تبر شده را!
خبر دهید دو سه شاخه تبر شده را
که این درخت پر از زخم خم نخواهد شد
که آفتاب به تاراج شب نخواهد رفت
که سایهاش ز سر خاک کم نخواهد شد
گذشته است زمستان و حال روی زغال
سیاهتر نشود پاک هم نخواهد شد
خوشا دل سپـردن به عشقی خدایی